واسه عشقم

...

سلاااااااااااااااااااااااااااااااااااااااام

خوبید؟ قلبیه چندروز دیگه تولد آقایی هستش.

آها بزن اون دست قشنگه رو.....نیشخندنیشخندتشویقتشویق

آقایی میشه 21 ساله...لبخند

فداش بشم الهی 121 ساله بشه...ماچ

واسش یه بلوز سورمیه ای خریدم خجالت

روی بلوزش این شعر رو نوشته با خط نستعلیق

                          دوش وقت سحر از غصه نجاتم دادن

                           وندر آن ظلمت شب آب حیاتم دادن

به نظرتون خوشش میاد ازش؟!!!!!سوال

تازه یه روز قبلشم تولد برادر شوشومه...قلب

اگه شعر قشنگی در رابطه با تولد بلدید بهم بگیدچشمکمیسیماچ

حالاااااا آقایی تولد گرفته تو قشنگترین کافی شاپ شهرمونخوشمزه

دوستمو هم دعوت کرده....

چه جوری سورپرایز کنم آقایی رو...سوال

موووووووندددمممممممم

+ نوشته شده در پنجشنبه ٢۸ اردیبهشت ،۱۳٩۱ ساعت ۳:٠٧ ‎ب.ظ توسط نظرات ()


یعنی چی میخواد بشه؟؟؟

دلم یک آغوش گرم میخواهد و یک عمر با تو بودن......

 

این روزا خیلی ساده و آروم داره میگذره خیلی....

روزا که میریم دانشگاه و همو میبینیمو شبا هم با چندتا اس بهم دیگه بخواب میریم....

دلم نمیخواد به هیچی فکر کنم.آرامشم بودن در کنار عشقمه...

دلمو میخوام به این روزای باهم بودن خوش کنم....

نمیخوام از ترس بهم نرسیدن زیبایی حال رو هم از دست بدم....

               تا خدا هرچی به صلاحه جلو پامون بزاره

آقایی تموم محبت هاشو خرجم میکنه!

تو تموم زندگی هیچ کس اینقد با تموم وجودش محبتش رو به پام نریخته....

نه اینکه کسی بهم محبت نکرده نه....ولی...

محبت های آقایی یه جور دیگست...

دلش رو میشکنم میگه دوست دارم.

دعواش میکنم بیخودی...میگه دوست دارم.

یه وقتایی یه چیزای ناخواسته بهش میگم میگه مهناز خودت بودی تمومش میکردی

ولی بازم میگه....دوست دارم

خدایا خودت سر راهم قرارش دادی....

حکمتش چیه یه فرشته رو سر راهم گذاشتی؟

حکمتش چیه یکی رو سر راهم گذاشتی که از تموم وجودش واسم مایه گذاشته

 و حتی به خاطر من میخواد تغییر مذهب بده...

هر شب قبل خواب بهم اس میده مهناز بدو بیا بغلم باهم بخوابیم...

بعد کلی حرفای عاشقونه....

یه شب بهم گفت مهناز خدا نکنه حسرت اینکه تو بغلم بگیرمت

 حسرت اینکه باهم زیر یه سقف باشیم به دلم بمونه....

خودش مثل فرشته هاست بعد به من میگه فرشته کوچولوی من...

دیشب بهش اس دادم بوووووس یه نیم ساعتی جواب نداد

بعد اس دادم میگم شب بخیر

میگه مهناز ولتاپ بوست بالا بود بیهوش شده بودم....

قربون این شیطونیات

    یعنی چی میخواد بشه؟؟؟!!!

+ نوشته شده در پنجشنبه ٢۱ اردیبهشت ،۱۳٩۱ ساعت ۱۱:٤٠ ‎ق.ظ توسط نظرات ()


.....

    ازدواجمون تو آسمونا شاید سر بگیره

آخ ... آخ عزیزم...آخ فدات بشم...

 کدوم حرفتو فراموش کنم؟؟؟

جمله بالا رو فراموش کنم؟؟؟

یا آخرین اس رو که بهم گفتی:

عاشقتم چقد تو بغلت آروم میشدم

 حالا چیکار کنم دیگه به هر جفتی حسودیم میشه نابود میشم

 ازین به بعد.دستم فقط به دست تو خورده چه جوری فراموشش کنم؟

دارم دیوونه میشم ای لعنت به همه چی..

خدا اگه وجود داره چرا کمکم نمیکنه؟الان میخوامش چرااا؟

همش دروغه من دیگه به خودم اعتقاد دارم.ی

ا یه ماه دیگه یا یه سال دیگه منو اصلا نمیشناسی.

تنها خوشبختیتو میخوام عشقم.قربون دستات

خداحافظ

آخ دورت بگردمم

تنها عاشقایی هستیم که اینقد عاشق بودیمااا و هستیممم.

یادته گفتی به بابات بگو ما عاشقترین عاشقا بودیم

ما مثل زنو شوهر واقعی بودیم یادته؟

من دلم شونه های مردونتو میخواد

یادته چقد از اشکامو با شونه هات پاک کردم؟

یادته چقد قشنگ اشکامو پاک میکردی

میگفتی گریه نکن عزیزم ما مال همیم؟

آخ بمیرم که الان دلت پر غمه

+ نوشته شده در جمعه ۸ اردیبهشت ،۱۳٩۱ ساعت ٦:۱٤ ‎ب.ظ توسط نظرات ()


خوش اومدییییییییننننننن

یادتونه گفتم 11روز مونده به....

حالا اومدم بگم که...فردا..

    سالگرد آشنایی منو آقایی هشتش

                                

                          1390/02/01 

فردا روز عشقههه

                         بهترین روز عمرمههه

خوش اومدین بهترین دوستای زندگیم به جشن کوچیکه مااا

اول از همه به عزیزم میگم دوسش دارم و اون بهترینه

                  

و دلم میخواد روزی منو اون بشیم ما         

یعنی میشه ...روزی...منو عشقم چندتا عکس مثل عکسای زیر بگیریم؟چندتا عکس دونفره و قشنگ؟!!!

                                  

و اینجور دفتر شروع خوشبختیمونو امضا کنیم؟

 

 وباهم بریم ماه عسل و از بودن در کنارهم لذت ببریم

           

                                  

و اگه کسی نبود ازمون عکس بگیره اینقد عاشق باشیم که خودمون از خودمون عکس بگیریم؟!!!

چه قشنگه اگه زندگیمون جوری باشه که بعد از ازدواج هر چند وقت یکبار بدون هیچ مناسبتی بهم گل هدیه بده...

                

و تو زندگیمون نشانه های عشق زیاد باشه...

         

                                    

ویه دخمل ناز و مامانی داشته باشیم   

آخ اگه روزی بیاد که از بغل کردن هم جلوی دیگران خجالت نکشیم...

و با عشق همدیگه رو ببوسیم....

اونوقته که بعد از چند سال که پیر شدیم....هنوز عاشقیم

  

میسی فدای همتون بشم که به جشن کوچیک ما اومدین.دعا کنید واسمون آرزو کنید که همه این اتفاقای خوب واسمون بیافته.همتونوووووووو با همه وجودم دوست دارررررررم

+ نوشته شده در سه‌شنبه ٢٩ فروردین ،۱۳٩۱ ساعت ٧:٢٥ ‎ب.ظ توسط نظرات ()


11 روز مونده به...

+ نوشته شده در یکشنبه ٢٠ فروردین ،۱۳٩۱ ساعت ۳:٥٩ ‎ب.ظ توسط نظرات ()


برادر شوشوی مهربون

با آیت حسابی زدیم سر و کله هم البته با اس هااااا

چی تقصیر منه؟آخه چراااا؟ناراحتعجب دوستایی دارما عوض اینکه طرف منو بگیرن...گریه

دیگه اینقد بحث کردیم که ایشون گوشیشونو خاموش کردن.منم خواستم به اون یکی سیمش بزنگم اشتباه زنگیدم خونشون واااااااااااااااااااااای حالا بیا و درستش کننگران

یهو دیدم داداشش اس داد کاری داشتی به این شماره زنگ زدی؟گفتم ببخشید اشتباه گرفتم.گفت اشتباه گرفتی یا با آیت کار داشتی؟گفتم نه اشتباه گرفتم معذرت میخوام ببخشید اونم گفت خواهش میکنم خداحافظ

به خدا اینقد غصه خوردم نزدیک بود بمیرمناراحتآخه آیت میگفت داداش پیام خیلی مهربونو شوخ طبعهتعجبپس چرا با من اینجوری حرفید؟!!!!هزارتا فکر اومد تو ذهنم حسابی هم گریه کردمگریهوقتی آیت گوشیشو روشن کرد بهش گفتم عجب خونوادت قبولم دارنناراحتو....آیتم گفت داداشم فهمیده دعوامون شده میخواست آشتیمون بده راستشو بخواین زیاد باورم  نشدددددد

شبش داشتیم بعد از یه دعوای حسابی بازم با هم لاو میترکوندیم که دیدم باز داداشش بهم اس دادا گفته بود سلام ببخشید مزاحم شدم میتونم یه سوال ازت بپرسم فقط به آیت چیزی نگو منم گفتم سلام خواهش میکنم بفرمایید گفت آیت رو دوست داری؟موندم چی بگم گفتم پسر خوبیه گفت چند وقته همو میشناسین؟گفتم از ترم یک همکلاسیم گفت ایشاا... همیشه باهم باشید و بهم برسید و بشی زن داداش کوچیک ما هر کاری داشتی رو داداش کوچیکت اگه قابل دونستی حساب کن خداحافظ منم یکمی واسش زبون ریختم(چیه؟باید بدونه دیگه زن داداشش چقد ماههخجالت)گفتم چشم داداش پیام(اصل زبون ریختن اینجا بود).ممنونم خداحافظ

وااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااییییییییییییی که داشتم میمردم از خوشحالیییییییییی.این شکلی شده بودمقهقهه  فکر کنم اونم خیلی خوشحال شد آخه دوباره با یه سیم دیگه اس داد گفت اینم شماره منه اگه کاری داشتی اصلا تعارف نکن منم گفتم چشم خیلی لطف دارید.گفت چشمت بی بلا شب خوش

واااااااااااااااااااااااااااااااااااااایییییییییییییییییی من دیگه مردم از خوشحالی الانم این روحمه داره پست میزارهخنده

+ نوشته شده در یکشنبه ۱۳ فروردین ،۱۳٩۱ ساعت ٢:۱۱ ‎ب.ظ توسط نظرات ()


وای ازین تنهایی

من به آمار زمین مشکوکم تو چطور؟

اگر این سطح پراز آدمهاست پس چرا این همه دلها تنهاست؟

بی خودی میگویند هیچکس تنها نیست...

چه کسی تنها نیست؟همه از هم دورند...

همه در جمع ولی تنهایند

من که در تردیدم تو چطور؟

نکند هیچکسی اینجا نیست

گفته بود آن شاعر...

هرکه خود تربیت خود نکند حیوان است

آدم آنست که اورا پدر و مادر نیست

من به آمار به این جمع

وبه این سطح که گویند پر از آدمهاست مشکوکم

چه کسی گفته که این سطح پر از آدمهاست؟

من که میگویم نیست

گر که هست دلش از کثرت غم فرسودست

یا که رنجور و غریب

خسته و مانده و درمانده به راه

پای در بند و اسیر

سرنگون مانده به چاه

خسته و چشم براه

تا که یک آدم از آنجا برسد

همه آنجا هستند هیچ کس آنجا نیست

هیچ کس با او نیست هیچکس هیچکس

من به آمار زمین مشکوکم

 من یبه آمار زمین مشکوک..

چه عجب چیزی گفت چه شکر حرفی زد

گفت من تنهایم هیچکس اینجا نیست

گفت اگر اشک به دادم نرسد میشکنم

اگر از یاد تو یادی نکنم میشکنم

اگر از هجر تو آهی نکشم اندر این تنهایی

به خدا میشکنم به خدا میشکنم

من به آمار زمین شک دارم

چه کسی گفته که این سطح پر از آدمهست؟!!!!!!

+ نوشته شده در چهارشنبه ٩ فروردین ،۱۳٩۱ ساعت ٥:٥٠ ‎ب.ظ توسط نظرات ()


اطلاعیه

سلااااااااااام.

به دلایل امنیتی ازین به بعد پستام رمز دار میشه رمزو هم فقط به دوست جونای گلم که تا الان همراهم بودن میدم.فدااااااااااااااااااااااااااااااای همتون.هرکی رمز میخواد بگه.

+ نوشته شده در جمعه ٢٦ اسفند ،۱۳٩٠ ساعت ۸:٢٤ ‎ب.ظ توسط نظرات ()